حكيم ابوالقاسم فردوسى
708
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
بچهره چو تاب اندر آورد بخت * بران نامداران ببد كار سخت دو لشكر بران سان بر آشوفتند * همى بر سر يكدگر كوفتند چنين تا بر آمد سپيده دمان * بزرگان چين را سر آمد زمان برفتند مردان اسفنديار * بران نامور بارهء شهريار بريده سر شاه ارجاسپ را * جهاندار و خونريز لهراسپ را بپيش سپاه اندر انداختند * ز پيكار تركان بپرداختند خروشى بر آمد ز توران سپاه * ز سر بر گرفتند گردان كلاه دو فرزند ارجاسپ گريان شدند * چو بر آتش تيز بريان شدند بدانست لشكر كه آن جنگ چيست * و زان رزم بد بر كه بايد گريست بگفتند رادا دليرا سرا * سپهدار شيراوژنا مهترا كه كشتت كه بر دشت كين كشته باد * برو جاودان روز برگشته باد سپردن كرا بايد اكنون بنه * درفش كه داريم بر ميمنه چو ارجاسپ پردخته شد قلبگاه * مبادا كلاه و مبادا سپاه سپه را بمرگ آمد اكنون نياز * ز خلّخ پر از درد شد تا طراز ازان پس همه پيش مرگ آمدند * زره دار با گرز و ترگ آمدند ده و دار بر خاست از رزمگاه * هوا شد بكردار ابر سياه بهر جاى بر تودهء كشته بود * كسى را كجا روز برگشته بود همه دشت بىتن سر و يال بود * بجاى دگر گرز و گوپال بود ز خون بر در دژ همى موج خاست * كه دانست دست چپ از دست راست چو اسفنديار اندر آمد ز جاى * سپهدار كهرم بيفشارد پاى دو جنگى بران سان بر آويختند * كه گفتى بهمشان بر آميختند تهمتن كمربند كهرم گرفت * مر او را ازان پشت زين بر گرفت بر آوردش از جاى و زد بر زمين * همه لشكرش خواندند آفرين دو دستش ببستند و بردند خوار * پراگنده شد لشكر نامدار همى گرز باريد همچون تگرگ * زمين پر ز ترگ و هوا پر ز مرگ سر از تيغ پرّان چو برگ از درخت * يكى ريخت خون و يكى يافت تخت همى موج زد خون بران رزمگاه * سرى زير نعل و سرى با كلاه نداند كسى آرزوى جهان * نخواهد گشادن بما بر نهان كسى كش سزاوار بد بارگى * گريزان همى راند يكبارگى هرانكس كه شد در دم اژدها * بكوشيد و هم زو نيامد رها ز تركان چينى فراوان نماند * و گر ماند كس نام ايشان نخواند همه ترگ و جوشن فرو ريختند * هم از ديدهها خون بر آميختند دوان پيش اسفنديار آمدند * همه ديده چون جويبار آمدند سپهدار خونريز و بيداد بود * سپاهش به بيدادگر شاد بود كسى را نداد از يلان زينهار * بكشتند زان خستگان بىشمار بتوران زمين شهريارى نماند * ز تركان چين نامدارى نماند سرا پرده و خيمه بر داشتند * بدان خستگان جاى بگذاشتند